بی اختیار، بی تأمّل، بی درنگ
29 فروردین 1394 توسط گلشن
بی اختیار، بی تأمّل، بی درنگ
التماس را می دانی؟ آنچنان که از خدایت التماس می کنی که فنایش باشی، التماست می کنم، بیا، بیا که بلندم کنی. دیگر نگو برخیزم، خودت دیدی چند بار زمین خوردم. توانم نیست، زور که نیست، زورم نیست؛ بی اختیار،… بیشتر »